تبلیغات
متن و عکس
متن و عکس
 
قالب وبلاگ
خودت را جای من بگذار؛دلت بدجور می گیرد
تمام خاطراتم راکسی بازور می گیرد

همه گفتند عاشق شد؛همه گفتند خوشبخت است
ومن هرگزنفهمیدم؛که چشم شور می گیرد

تمام عمر عشقم را شبیه ؛آتشی دیدم
که خشک وترنمی فهمد به چندین جورمی گیرد

تمام دلخوشی من ؛همان تور سفیدی بود...
همان پیراهنی که بویی از کافورمی گیرد

کلاف سرنوشتِ من؛به دستان تو وامی شد
ولی بی تو دلم از نقطه های کور می گیرد...

تو رفتی ودل این ماهی تنها برایت مُرد...
ودستِ وحشی اورا کسی با تورمی گیرد

مرا در کاخ های بی طلوع خود رها کردی
ببین خوشبختی ازچشم ِقشنگت نور می گیرد

ببین برگرد اینبارو...خودت را جای من بگذار...
بدون چشم های تو.....دلم بد جورمی گیرد
[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 10:39 ب.ظ ] [ غزل ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب